دختری که فردا رو میخواد!

اینجا که بلاگ که نیس که! منم بلاگر نیستم.

دختری که فردا رو میخواد!

اینجا که بلاگ که نیس که! منم بلاگر نیستم.

یکی بیاد دل منو ببره!

خسته شدم از دل دل کردن.. از دلواپسی.. از دل نگرونی.. از دل شوره.. از دلهره..

ببین خدا!!!... یا کمکم میکنی خودم کاری رو که لازمه انجام بدم یا خودت همه ی کارا رو انجام بده...

میگن به خدا یه لینک بده، خدا به تو ۱۰ تا لینک میده... اما مسئله اینه که من، تا خدا برام کامنت نذاره بهش لینک نمیدم!

ببین!... خدا میدونه دیدمت وا رفتم، تو چرا.......
هیچی... بی خیال!‌ فقط خیلییییی بی انصافی!

من میرم... چون حد و اندازه م رو میشناسم.

پای من بلنده یا گلیمم کوچیکه؟

جفتش...

پدرم میگوید: کتاب!

مادرم میگوید: دعا!

و من خوب میدانم

که زیباترین تعریفِ خدا را

فقط میتوان از زبان گلها شنید.

اگه گفتی تو این گرما چی میچسبه؟

اینکه با یکی دوست باشی که...

یعنی یکی رو دوس داشته باشی که...

نه!... کسی تو رو دوس داشته باشه که...

اصلا نمیدونم!


کاش میشد زخما و دردا و رنجا هم سهمیه بندی میشدن...

دارم لذت میبرم! میدونی قلبم منقبض میشه! 

یواش بگم؟ خیلی... نه... نمیشه!... بی خیال...

فقط میدونم که کاش میدونستی که چقد دارم میلذتم!

اسممو تو گوگل دارم سرچ میکنم...

گفتم نکنه یه کاره ای باشم و خودم خبر ندارم....

کنفرانسم که تموم شد یکی دست زد به شونه م گُف از یه جمله ت خوشم اومد همون که گفتی سرشت آدم سرنوشتشو عوض میکنه...
منم در جوابش تنها فرصت کردم بگم که چقد لبخندش در طول صحبتم بهم قوت قلب داد و دیگه فرصت نکردم بگم اون جمله از شریعتی بود و حتی فرصت نکردم بگم منم از اون جمله ت خوشم اومد که گفتی وقتی تو زندگی داریم لذت میبریم و احساس خوشبختی میکنیم یادمون بیاد که اگه هستیم به خاطر زهراس و اینکه بهانه ی آفرینش اون بوده...

کاش خدا کمکم کنه....

از امروز، دیگه پیشت نمیام. قسم میخورم!

قالب عزیزم بدان و آگاه باش که من از تو همچنان بیزارم...

امروز یه گـَندِ گـُنده زدم!

به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی...برخیزم!

یا رب از ابر هدایت، برسان بارانی ... پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم

پنیر| نارفیق| تولد قمری| مَرد| کِرم

دیروز رفتم کتابفروشی پنیر خریدم.

 

پ ن1 : بابا پشتکار!... نمیری یه وخ!

 

پ ن2 : اصولا کتابای من یا گم میشن یا دوتا میشن!

 

پ ن3 : اغراق اصلا خوب نیس(مربوط به پ ن2 )

 

پ ن4 : فقط همین پنیره گم شد. یه بارم رفته بودم کتابفروشی دیدم وای این کتابه از تونی جونه، گرفتیم آوردیمش خونه، یه تورقی فرمودیم دیدم وا! چقذه این کتابش مثل اون یکیه!! بعد نگو یکی بوده انتشاراتش فرق میفوکولیده اسمشم خب یه کم تغییرونده بودن. مام اغفال شدیم دیگه.

 

پ ن۵ : فردا نهم رجب می باشد!

 

پ ن۶ : چند قـرن پیشتر، فردا روزی علی اصغر(ع) به دنیا اومد!

 

پ ن۷ : چند سال پیشتر، فردا روزی دختره(س) به دنیا اومد!

 

پ ن۸ : علی اصغر رو نمیدونم ولی دختره روز تولدش پنج شنبه بود، قشنگ یادمه صُب بود نزدیکای اذون.. آخی یادش به خیر فرداش هم روز اول عید بود هم تولد امام جواد، یادش بخیر واقعا!

 

پ ن۹: چرا اسممو نذاشتن "علی اصغر" آخه؟

 

پ ن۱۰: "رجب" هم اسم بدی نبودا!

 

پ ن۱۱: بلاگ اسکای فقط ۴ تا مَرد صفت داره!

 

پ ن۱۲ : دستمو ول کن نارفیق!

 

پ ن۱۳: میخوام ببینم اونایی که هی هزار تا پ.ن میدن چه احساسی بهشون دس میده

 

پ ن۱۴: خب احساس خاصی ندارم فقط یاد اسم یکی از بلاگا افتادم

 

پ ن۱۵: و بدانیم اگر کرم نبود بعضیها چیزی کم داشتند!